۱۳۸۷ دی ۲۵, چهارشنبه

همشهري زير فشار سهمگين دولت و هيات نظارت

روزنامه همشهري به دليل چاپ مصاحبه با داريوش اقبالي ، روزهاي بسيار سختي را مي گذراند. به طوري كه مجبور شد جوابيه بسيار بي ادبانه وگستاخانه هيات نظارت بر مطبوعات را به طور كامل به چاپ برساند. شرايط سختي كه همشهري مي گذراند را مي توان به بازيگوشي هاي « بنيامين صدر» خبرنگار تازه كار، ناوارد و بي تعهد سرويس اجتماعي همشهري نسبت داد كه با اعتماد به نفس كاذبي كه دارد موضوع كپي برداري از راديو زمانه و تصرف مصاحبه داريوش خواننده را به اسم خودش نمي پزيرد و به اين ترتيب خانواده بزرگ همشهري را در معرض يكي از بحراني ترين روزهاي خودش قرارداده است.
متاسفانه شنيده شده كه جناب آقاي محكي ؛ فريبرز بيات دبير سرويس اجتماعي روزنامه را به جاي آقاي صدر توبيخ كرده است . ظاهرا بيات به بخش آموزش همهشهري منتقل خواهد شد. اگر چه فريبرز بيات هم مقصر است و حتما بايد مطلب بنيامين صدر را پيش از چاپ مي خوانده است ولي ظاهرا همه كاسه كوزه ها سر فريبرز بيات شكسته مي شود. درحالي كه تحريريه همشهري مسئول تحريريه دارد، معاون اجرايي سردبير دارد، دبير صفحات خبر دارد، امير بهادري نژاد و دكترواعظي و خسرو قديري دارد. اصلا سردبيردارد، چرا آنها نبايد بازخواست شوند ؟ چرا خود آقاي محكي كه صفحات روزنامه توسط او امضا مي شود نبايد توبيخ شود؟ چرا فرداي آن روز حتي يك نفر از لشكر بزرگ معاونان و مديران آقاي محكي كه در همشهري پلاس هستند و پول هاي خيلي خوب مي گيرند متوجه اين گاف بزرگ نمي شوند تا همشهري عصر هم فرداي آن روز اين مصاحبه را چاپ كند؟ سردبير بسيار ناوارد همشمهري عصر چرا اين كار را تكرار كرده است ؟ چرا آقاي بهادري نژاد وقتي مرخصي مي گيرد و در روزنامه نيست با منشي تحريريه كه خبرنگار و روزنامه نگار نيست لابي مي كند تا او ؟!! منشي تحريريه صفحات را امضا كند؟ در باره اين گاف خيلي ها مقصرهستند ولي چرا فقط يك نفر از ميان اين همه مقصر مواخذه مي شود؟
متاسفانه آقاي محكي از كساني به عنوان مدير استفاده مي كند كه نه سابقه و نه تجربه و نه تخصص لازم را دارند و آنها را در روزنامه پرتيراژ و مهم همشهري بر گذرگاههاي مهم قرار ميدهد و نتيجه همين مي شود كه مي بينيم
آخرين آن هم پست هاي مهمي است كه به امير بهادري نژاد رسيده است . مترجمي كه پس از مترجمي تنها در حوزه هاي ورزشي كار كرده است و تا كنون در هيچ يك از حوزه هاي سياسي و اقتصادي واجتماعي و فرهنگي كار نكرده است و متاسفانه به يك باره همه كاره تحريريه مي شود و دروازه باني روزنامه مهم همشهري كه اين روزها زير ذره بين است به اين جوان بي تجريه سپرده مي شود به اين اميد كه او بحراني مانند بنيامين صدر رقم نزند.

۲۱ نظر:

ناشناس گفت...

مصاحبه‌ای با یک خواننده لس‌آنجلسی از سوی اداره کل مطبوعات و خبرگزاری‌های داخلی تذکر دریافت کرد.
روزنامه همشهری به دلیل چاپ مصاحبه‌ای با یک خواننده لس‌آنجلسی از سوی اداره کل مطبوعات و خبرگزاری‌های داخلی تذکر دریافت کرد.
محمد پرویزی ـ‌ مدیر کل مطبوعات و خبرگزاری‌های داخلی ـ در گفت‌وگو با یسنا، با بیان این مطلب اظهار کرد: از آنجا که چاپ مصاحبه با فردی که در داخل کشور و نظام به عنوان عنصری نامطلوب شناخته می‌شود کاری صحیح و منطقی نیست این اقدام روزنامه همشهری با تذکر کتبی اداره کل مطبوعات داخلی مواجه شد.
وی با اشاره به اینکه در تذکر به روزنامه همشهری آمده است که نسبت به رعایت قوانین مطبوعات توجه بیشتری داشته باشد افزود: مطابق قوانین مطبوعات نقل مطالب از مطبوعات، احزاب و گروه‌های منحرف و مخالف اسلام در داخل و خارج به نحوی که تبلیغ از آنان باشد ممنوع است که این اقدام روزنامه همشهری نیز مخالف این قانون بوده است.
مدیر کل مطبوعات و خبرگزاری‌های داخلی اضافه کرد: موضوع انتشار این مصاحبه در روزنامه همشهری در جلسه بعدی هیات نظارت بر مطبوعات مورد بررسی قرار خواهد گرفت تا درباره آنکه تذکر کتبی به روزنامه کافی بوده است یا خیر تصمیم‌گیری شود.
گفتنی است روزنامه‌ همشهری چندی پیش گفتگوی رادیو زمانه با داریوش اقبالی، خواننده لس‌آنجلسی را با نام محمود اقبالی منتشر کرده بود. ‏

ناشناس گفت...

تذکر به همشهری برای مصاحبه با داریوش


تریبون:مدیر کل مطبوعات و خبرگزاری‌های داخلی وزارت ارشاد گفت: روزنامه همشهری به علت چاپ مصاحبه با خواننده لس‌آنجلسی از سوی اداره کل مطبوعات تذکر گرفت.
محمد پرویزی در گفت‌وگو با فارس گفت: روزنامه همشهری چندی پیش مصاحبه‌ای با خواننده لس آنجلسی زمان طاغوت چاپ کرده بود که موجب شد به این روزنامه تذکر داده شود.
وی اظهار داشت: از آنجایی که رسالت حرفه‌ای مطبوعات ایجاب می‌کند که رسانه‌ها به امر ترویج فرهنگ اسلامی مبادرت ورزند این اقدام روزنامه همشهری موجب شد تا به این روزنامه تذکر داده شود.
پرویزی اضافه کرد: مطابق قانون مطبوعات نقل مطالب از مطبوعات و احزاب و گروه‌های منحرف و مخالف اسلام داخلی و خارجی به نحوی که تبلیغ آنان باشد ممنوع است و این اقدام روزنامه همشهری مخالف این قانون بوده است.
وی ادامه داد: در تذکر به روزنامه همشهری آمده است که نسبت به رعایت قوانین مطبوعاتی توجه بیشتری کنند.
وی تصریح کرد: موضوع انتشار این مصاحبه در همشهری در جلسه بعدی هیئت نظارت بر مطبوعات از سوی اعضا پیگیری خواهد شد.

ناشناس گفت...

معاونت سردبیری روزنامه ایران و ایران عصربه منصور سعدی سپرده شد.
به گزارش خبرآنلاین، منصور سعدی که از امروز کار خود را به عنوان معاون سردبیر (در صفحات میانی وتخصصی) روزنامه ایران وایران عصرآغاز کرد، پیش از این در روزنامه‌های کیهان، جام‌جم و همشهری مشغول به کار بوده و هفته پیش به دلیلی که هنوز اعلام نشده، از روزنامه همشهری کنار گذاشته شده است.
وی که دارای حدود 40 سال سابقه فعالیت مطبوعاتی است، از 2 سال پیش مدیریت ضمائم شهرستان‌های روزنامه همشهری را برعهده داشته و برخورد صورت گرفته اخیر، موجب تعجب همکاران وی در این روزنامه شده است

ناشناس گفت...

روزنامه "همشهري" توقيف موقت شد
جام جم آنلاين: روزنامه "همشهري " وابسته به شهرداري تهران به دليل درج مصاحبه با يکي از خوانندگان لس آنجلسي و متعلق به خوانندگان دوران طاغوت از سوي هيات نظارت بر مطبوعات به مدت 5 روز توقيف شد.
يک عضو هيات نظارت بر مطبوعات كه خواست نامش فاش نشود، به خبرنگار جام جم آنلاين گفت: در جلسه فوق العاده امروز چهارشنبه هيات نظارت بر مطبوعات تصميم گرفته شد روزنامه همشهري به دليل درج مصاحبه با محمود اقبالي موسوم به داريوش -خواننده دوران قبل از انقلاب- به مدت 5 روز توقيف شود.
گروهي از نمايندگان مجلس نيز امروز بخاطر چاپ مصاحبه يادشده در روزنامه همشهري در قالب سوالي در اين زمينه به "محمدحسين صفار هرندي" وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي تذكر دادند.
پيش از اين، مدير كل مطبوعات و خبرگزاري‌هاي داخلي معاونت مطبوعاتي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي گفته بود كه روزنامه همشهري به دليل چاپ مصاحبه با خواننده زمان طاغوت، تذكر كتبي گرفته است.
محمد پرويزي روز دوشنبه در گفت و گو با ايرنا افزود: چاپ مصاحبه فردي كه در داخل كشور و نظام به عنوان عنصري نامطلوب شناخته مي‌شود، كار صحيح و منطقي نيست و به همين دليل، معاونت مطبوعاتي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي بر اساس وظيفه خود، به مدير مسوول روزنامه همشهري به دليل چاپ اين مصاحبه تذكر كتبي داد.
مدير كل مطبوعات و خبرگزاري‌هاي داخلي وزارت ارشاد روز دوشنبه يادآور شده بود كه موضوع چاپ اين مصاحبه در روزنامه همشهري در هيات نظارت بر مطبوعات تاكنون مطرح نشده ، اما ممكن است در جلسه آينده اين هيات موضوع مطرح و مورد بررسي قرار گيرد.
پرويزي روز دوشنبه از طرح موضوع در جلسه هيات نظارت بر مطبوعات براي تصميم گيري در اين زمينه خبر داده بود و امروز نيز اين جلسه به صورت فوق العاده برگزار و اعضا به توقيف پنج روزه آن راي داده اند.
روزنامه همشهري در شماره چهاردهم دي ماه گذشته در قالب دو صفحه اقدام به انتشار مصاحبه با "داريوش" خواننده ضدانقلاب و فراري خارج از كشور با عنوان مصاحبه با يك فرد رها شده از دام اعتياد كرده بود.
گفته مي شود اين مصاحبه به صورت اينترنتي با "محمود اقبالي" به عنوان مسئول يك موسسه ترك اعتياد انجام شده و مصاحبه كنندگان گفته اند كه نمي دانسته اند محمود اقبالي همان داريوش است.
علي اصغر محكي ابتداي سال جاري طي حكمي از سوي محمدباقر قاليباف شهردار تهران به عنوان مدير مسوول روزنامه همشهري منصوب شد

ناشناس گفت...

موضوع از اين فراره كه اين گفتگو با هماهنگي چاپ شده و طبيعي كه ذكر منبع همه چيز رو خراب مي‌كرد و ماجرا لو مي‌رفت.

ناشناس گفت...

سلام استقاده كرديم اقاي جهان آرا

ناشناس گفت...

حرکت بنیامین صدر در مورد چاپ مصاحبه داریوش در روزنامه همشهری بسیار امیدبخش بود. هنوز می‌شود به شجاعت بعضی از روزنامه‌نگارهای جوان امیدوار بود.بر خلاف شما كه اين نكته را درك نكرديد

ناشناس گفت...

دمش گرم حال بعضي ها گرفته شد

ناشناس گفت...

آقاظاهرا خانواده بزرگ همشهري تواين شرايط بيشتر به فكر ادامه لفت وليس هاشون هستن تا روزنامه

ناشناس گفت...

جالب بدونيد كه داريوش تاييد كرده كه براي چاپ اين مصاحبه با اون هماهنگ شده

ناشناس گفت...

آقاي صدفي و ديگر دوستان مفت خورشان ظاهرا خيلي فشار به كونشان امده كه از هر فرصتي براي عقده گشايي استفاده‌ميكنند

ناشناس گفت...

test

ناشناس گفت...

كرم از خود درخت همشهريه! بنظرم كار كار انگليسي ها(بهادري، ناشي) و آلمانيها(واعظي، بلندپرواز) هست با همكاري ايراني هاي ساده و تازه كار(پروري وبنيامين صدر ساده)! البته از انتظامي هم نبايد غافل شد كه انتقام از همشهري مي گيرد.راستش آقاي صدر هم عجله كردند ؛بيچاره بيات با شش بچه قد ونيم قد كه بايد تاوانش را پس بدهد!چطور مجكي اجازه ميدهد كه يك منشي ساده به جاي معاون سردبير صفجه ها را امضا كند مگر قحطي رجال است ؟ پس اين كارانه هاي ريز و درشت ميليوني براي چي پرداخت مي شود؟اگر يك بار آقاي محكي اين هاپول هاي باد آورده را قطع كنند حواس همه جمع مي شود .

ناشناس گفت...

آقاي جهان آرا واقعا خجالت داره،شما آبرو رو خوردين و حيا را سر كشيدين

ناشناس گفت...

بابا اين مسئله گذشت بياين ببينين تو همشهري چه خبره
از اصل ماجرا غافل شدين ها
حالا بينامين يك اشتباهي كرده است و اين باعث نشه كه اين بنده خدا را هم اخراج كنند . اصلا اين مسائل در روزنامه مرسومه و اين ها دارن گير الكي به همشهري ميدن . برين جام جم انتظامي را بخوانيد كه از خوشحالي خبر دروغ زدن كه همشهري داره تعطيل ميشه .

ناشناس گفت...

آقا عباس !دمت گرم.خوشحال شدم كه اين مطالب را مي نويسي ، رفيقت برام ايميل زد و موضوع را گفت.از اين كه براي اونم مشكلي پيش اومده ناراحت شدم . وضع ما در روزنامه ايران هم خوب نيست . برايم ايميل بفرست . راستي اين منشي تحريريه كيه كه اين قدر جرات به خرج داده؟

ناشناس گفت...

دستم به نوشتن نرفت در اين يكي دو هفته ... .

اتفاقات مختلف و متفاوتي را شاهد بودم ولي يكي از مهمترين آنها از نقطه‌نظر حرفه‌اي تغيير و تحولات مديريت مياني در همشهري بود. 29 ديماه 1387 روز توديع آقاي «فريبرز بيات» از دبيري گروه اجتماعي بود. بماند كه بيات پس از 16 سال براي چه از گروه اجتماعي جدا شد اما در اين خداحافظي دستكن دو نكته وجود داشت. نكته اول اينكه چارت سازماني تحريريه‌ روزنامه‌هاي بزرگ برنامه‌اي براي ارتقاء نيروهاي خود ندارند. در واقع خبرنگاران نمي‌توانند اميدوار باشند در روزنامه‌اي مثل همشهري پس از كسب تجربه، سپري كردن سالياني كار و متخصص شدن در حوزه كاري خود بتوانند به سطوح بالاتر مديريتي برسند. نكته دوم اينكه بخشي از اين اتفاق از آنجا ناشي مي‌شود كه مديريت كلان و در مثال اخير همشهري مديران مياني خود را از بدنه روزنامه انتخاب نكرده و نمي‌كند و همين سبب شده به راحتي افرادي بدون سابقه به سادگي در راس گروه‌ها قرار گيرند بدون آنكه خبرنگار همشهري بوده و براي آن عرق ريخته باشند. اين وضع را در روزنامه‌هاي ديگر هم مي‌توان لمس كرد. چنين شرايطي سبب مي‌شود با تولد روزنامه‌هاي جديد خبرنگاران پرسابقه و كاركشته براي ارتقا شغلي خود از خبرنگاري به دبيري سرويس و ... راه خود را از روزنامه‌هاي بزرگ جدا كنند و به سراغ تحريريه‌هاي كوچك بروندو در غير اين صورت توقف در يك جايگاه را تحمل كنند كه عملا به بي‌انگيزگي آنها در دراز مدت منجر مي‌شود.

البته اين بار استثنايي ناپايدار رقم خورد و فعلا كسي از بيرون در راس گروه اجتماعي روزنامه همشهري قرار نگرفته است. مشكل ديگر اين است كه مديران بالادستي كه از بيرون تحريريه وارد مجموعه مي‌شوند گمان مي‌كنند نيروي خودي براي كار حرفه اي بهتر از نيروي حرفه‌اي جواب مي‌دهد. آنها كار حرفه‌اي را با زد و بندهاي سياسي اشتباه گرفته‌اند و اين درك براي آنها وجود ندارد كه روزنامه‌نگاري ولو روزنامه‌نگاري براي پيشبرد اهداف سياسي افراد حرفه‌اي مي‌طلبد و با نيروي خودي نمي‌توان كاري كه به تجربه و در ساليان متمادي آموخته مي‌شود را انجام داد.

خلاصه كلام اينكه اين وضع واقعا نياز به يك آسيب‌شناسي جدي در مديريت تحريريه‌هاي بزرگ دارد. در تحريريه‌هاي كوچك يا به دليل بي‌ثباتي روزنامه‌ها و تعطيلي قريب‌الوقوع آنها و يا به دليل رفتار مديران بالادستي اين اتفاق كمتر مي‌افتد.

... بگذريم.

دو پيشنهاد اساسي براي اشراق داشتم كه هر دو را رد كردم. اين دو تنها روزنه‌هاي من نبودند ولي اوضاع پيش رو چندان هم مناسب نبود با اين حال با قلدري تمام ! به هر دو پيشنهاد «نه» گفتم. اين بار به پشتوانگي يكي از دوستانم در حال ريسكي جديد هستم. البته با اميد به خدا.
.... نكته ديگر اينكه اگر هنوز كتاب «‌ نيمه تاريك وجود » را نخريده‌ايد و نخوانده‌ايد اين كار را حتما عملي كنيد. جراحي خود خيلي كار مهمتري است به ويژه آنكه توصيه شده‌ايم به حساب خود برسيد قبل از آنكه به حساب شما رسيدگي شود!

پيش رفتن با اين كتاب البته كار سختي است. اين كه بتوانيد پرده‌هاي مختلفي را كنار بزنيد تا نور خورشيد را بي‌واسطه ميزبان شويد

ناشناس گفت...

در روزنامه‌هاي بزرگ كه از ثبات بيشتري برخوردارند تغييرات و جابه‌جايي به كندي صورت مي‌گيرد. از سويي روال عادي و حرفه‌اي هنوز به آن حد از تبلور نرسيده تا بتواند پس از فعاليت مستمر و حرفه‌اي نيروها به ارزيابي آنها پرداخته و از نيروهاي با سابقه‌تر به عنوان مديران مياني استفاده كند.

نكته ديگر اينكه اشخاصي كه به سمت مديرمسئول و يا حتي سردبير انتخاب مي‌شوند نيروي حرفه‌اي مطبوعاتي نبوده‌اند. به اين معنا كه هيچ‌گاه خبرنگار نبوده‌اند، حوزه خبري نداشته‌اند، گزارش و مصاحبه تهيه نكرده‌اند. خبرنگار ارشد گروه خود نبوده‌اند. دبير سرويس نبوده‌اند. معاون سردبير نبوده‌اند و يكباره سردبير و مديرمسئول شده‌اند.

نكته بعدي اينكه هركس در كار حرفه‌اي روزنامه‌نگاري قرار مي‌گيرد و راس يك روزنامه گمان مي‌كند تا خبرنگاران جز را بايد تغيير دهد تا سياست‌هاي خود را عملي ببيند. در حالي كه فقط مديرمسئولي و سردبيري براي تعيين سياست‌هاي كلي رسانه كافي است و در سطوح پايين‌تر اين كار خود به خود از طريق سردبير به دبيران منتقل مي شود.

موضوع اساسي اين است كه مديران ارشد نظير سردبير و مديرمسئول چون طبق روال حرفه‌اي يعني شروع كار از خبرنگاري تا سردبيري پيش نرفته‌اند به كار خود مطمئن نيستند و در نتيجه گمان مي‌كنند براي مديريت به نيروهاي جديدي نياز دارند كه تابع و حرف‌شنوي آنها هستند تا نيروهاي حرفه‌اي كه روزنامه به مرور زمان، آنها را پرورش داده و براي به وجود آمدن چنين نيروي حرفه‌اي هزينه‌ شده است.

در نتيجه نيروي پرورش يافته ساكن در جايگاه خود باقي مانده و شاهد حضور نيروهايي كم‌‌سابقه و بي‌سابقه ولي داراي رابطه در تحريريه به عنوان دبير، معاون سردبير و سردبير مي‌شود.

اتفاق ديگر اينكه برخلاف اصول لازم براي حرفه روزنامه‌نگاري عده‌اي تصور مي‌كنند همين كه در رشته ارتباطات و روزنامه‌نگاري به مدارج دانشگاهي فوق‌ليسانس و دكتري رسيدند ديگر روزنامه‌نگار شده‌اند و قابليت دبيري سرويس، معاون سردبير و سردبيري را دارند. در حالي كه اگر هركس بدون آنكه روزي به حوزه خبري سربزند دبير سرويس و معاون سردبير و سردبير شود نمي‌تواند بفهمد چه پروسه‌اي و طبق چه شرايطي منجر به توليد خبر مي‌شود و از بخش اعظمي از حساسيت‌هاي خبري بي‌اطلاع مي‌ماند و فقط به تئوري‌ها بسنده كرده و از روال واقعي بازمي‌ماند.

اينگونه نيروهاي حرفه‌اي با گذشت زمان باسابقه‌تر و پخته‌تر مي‌شوند ولي به دليل عدم ارتقاء به مشاغل مديريتي تحريريه و ناتواني در تغيير شرايط سرخورده و بي‌انگيزه مي‌شوند و نتيجه مشابه همان تورم درجه سرهنگي خواهد شد.

ناشناس گفت...

آقا همه اين ها را ول كنيد خمسه صفا را بچسبيدكه داره چه مديريتي مي كنه. داستان ها داره اين خمسه . بريد پيگيري كنيد و حال كنيد از دست آقاي رئيس جمهور خمسه صفا

ناشناس گفت...

عباس اسدي كلاهبردار، دست بردار از اين مزخرفات با خراب كردن اين و اون نمي توني به تحريريه برگردي و به آگهي گرفتن و سوء استفاده ادامه بدي. بنيامين حداقلش اينه كه كار بلده نه مثل تو آگهي بگير

ناشناس گفت...

آقاي لقماني واقعا خجالت داره دست برداريد از اين مسخره بازي ها ديگه عملكرد اقتصادي شيادانه شما در همشهري بر همه مشخص شده به خصوص قديمي هايي مثل من شمار ور خوب مي شناسيم وقتي با كلاهبرداري صاحب همه چيز شديد.