۱۳۸۶ اردیبهشت ۱۹, چهارشنبه

خدابخير كند

سال سختی راپشت سر گذاشتیم، سالي كه دوستان قديمي يكي پس از ديگري از روزنامه همشهري پرواز مي كنند ، شايد از اين بابت كه مديران جديد حريص تر و پراشتها تر از هميشه هستند ، مديراني كه هريك از روزنامه ها و موسسات دولتي و غير دولتي با هدف نابودي روزنامه همشهري به اين روزنامه نقل مكان كرده اند و البته مديران پول دوستي كه در قامت هاي استاد دانشگاه و استاد اخلاق(استاد شكرخواه ، نمك دوست ، گيويان ، واعظي و ..)سالها در اين ميهن قامت راست كرده اندو در پشت حسين انتظامي پنهان شده اند ، اما هم اينك كه به بيت المال رسيده اند در بيت الحال ژاپن ، لندن ، كره و..تمامي آموزه هاي ديني و اخلاقي را زير پاگذارده اند ، روزنامه همشهري را مي توان تجسم رمان " مزرعه حيوانات" دانست . سازمان آگهي ها به يمن بندو بست هاي آقاي حسين انتظامي و مهدي احمدي دست پرورده وي در روزنامه جام جم، بالاخره به تاراج رفت، آن هم به قيمت درآمد روزانه ۱۰۰ ميليون تومان ، به فرض اگر روزنامه در طول ۳۰۰ روز چاپ شود مبلغ كلاني خواهد شد ،مبلغي كه مي تواند رنج ديدگان سال هاي بي حساب و كتاب همشهري را پروارتر كند . حال فرض كنيد كه روزانه اين درآمد به جاي ۱۰۰ميليون تومان ، ۱۵۰ ميليون تومان شود آن وقت چه اتفاقي خواهد افتاد؟نيازي به چرتكه نيست ، ۵۰ ميليون تومان را به ۳۰۰روز ضرب كنيد و حالا آن را بر درآمدهاي آقاي معتمدي، شركت جهان رسانه، تقسيم كنيد ، مبلغ زيادي است نه؟!حالا اگر در اين ميان مبلغي خرده ريز بالاو پايين شود ديگر آن بدهي هاي دوره آقاي انتظامي و حكمت در روزنامه جام جم نخواهد شد. همان عطشي كه بعدها آقاي حكمت، مدير آگهي هاي آقاي انتظامي به خاطر آن از روابط عمومي شهرداري تهران و هيات مديره روزنامه همشهري استعفا دادو رفت . راستي از آن تيم چه كساني در روزنامه همشهري باقي ماندند ، احمدي ، انتظامي ورضا مقدسي چهره امنيتي ! انشااله خدابخير كند اين سالهاي تاراج را

هیچ نظری موجود نیست: