همشهري جوان هم تعطيل شد. تعطيلي همشهري جوان اين پيغام مهم را دارد كه اگر مديران همشهري اشتباه كنند روزنامه پرتيراژ و مهم و تاثير گذار همشهري نيز توقيف خواهد شد. پيش از اين،همشهري عصر هم به خاطر مطلبي كه اگر هم درست بود در هيچ محكمه اي قابل اثبات نبود و گويي اصلا توليد شده بود تا يك روزنامه پر تيراژ و مردمي را به تعطيلي بكشاند توقيف شده بود .
يكي از سياست هاي غلط حسين انتظامي راه اندازي نشريه هاي مختلف و بدتر از همه آنها روزنامه همشهري عصر بود. نشرياتي كه هر يك ساز خود را مي زنند و هر كدام بر اساس اين كه چه كسي مدير آن نشريه است سياست خاص خودشان را دارند و بعضا فاصله بسيار زيادي با اهداف و برنامه هاي روزنامه همشهري دارد.همان طور كه در روزنامه همشهري عصر ديديم و اين بخش از همشهري درست درنقطه مقابل روزنامه همشهري قرار داشت .براي آقاي مهاجري چه فرقي مي كند كه همشهري بماند يا برود . او سياست بازي است كه مي خواهد چند صباحي از اين تريبون "رسا" استفاده كند و به مطامع خودش برسد . اين جا است كه آقاي محكي بايد ذكاوت به خرج بدهد و همشهري را به سلامت از اين مشكلات ريز و درشتي كه يادگار حسين انتظامي است برهاند.
نكته مهم اين كه همه اين نشريه ها برگشتي هاي زيادي دارند و هيچ كدام شان فروشي در شان اسم همشهري ندارند . اما چرا اين نشريه ها روي دست همشهري مانده است شايد دوستان مي خواهند با ذكر نام نشريات مختلف عملكرد مديريتي خودشان را توجيه كنند و بگويند مثلا در دوره ما اين تعداد نشريه منتشر شد. در كنار اين پز دادن ها قراردادهايي با دوستان شان ببنديد كه فساد هاي مالي شان را توجيه كنند .
آقاي محكي به نظر شما خون دوستاني كه با آنها قراردادهاي آن چناني منعقد شده است از خون بچه هاي همشهري رنگين تر است . اصلا چرا قراردادهاي يك سويه كه از اول تا آخرش نفع مادي كلان براي صاحب قرارداد دارد منعقد مي شود چه لزومي در اين كار مي بينيد؛
آقاي انتظامي براي همين كارهايش بركنار شد . شما كه از ياران نزديك قاليباف هستيد چرا؟ همشهري نزد شما امانت است و سعي كنيد امانت دار خوبي باشيد . به نظر شما چرا بايد آقاي قنواتي، آقاي شريفي، آقاي جزايري ،به خصوص مدير ميلياردر شده سازمان آگهي ها ، و همچنين خانم اسكندري ، خانم جمالي ، آقاي مقدسي و خيلي هاي ديگر اين طور بي حساب و كتاب از همشهري ببرند و پول پارو كنند؟ چه فرقي بين اين نام ها با كساني است كه سالها در همشهري كار كرده اند و جواني شان را در همشهري گذاشته اند و هنوز براي قسط هاي شان بايد بدوند و چند جا كار كنند . آقاي قاليباف به شما اعتماد كرده است و شما را به عنوان مدير عامل همشهري منصوب كرده است . وگرنه چه لزومي داشت كه تغيير انجام دهد و انتظامي را بركنار كند. اما اين كار را كرد چون از عملكرد آقايان رضايت نداشت.
اولين قدم شما ضرورتا و لزوما بايد چاره كردن وضعيت آگهي هاي همشهري و پيام همشهري باشد . مي دانيد كه چه قرارداد ننگيني آقاي انتظامي درباره سازمان آگهي هاي همشهري بسته است.مي دانيدكه صاحب قرارداد هر ماه رقم نجومي مي برد؟ نزديك به 900 ميليون تومان سود خالص در هر ماه . آيا براي تان قابل هضم است .
چرا به اين وضعيت تاسف بار و رقت انگيز رسيدگي نمي كنيد؟ چرا امور پيام همشهري را سامان نمي دهيد. چرابه وضعيت رضا مقدسي كه نفر دوم بعداز انتظامي بود و آقاي قاليباف از عملكرد شان رضايت نداشت رسيدگي نمي كنيد. جناب آقاي محكي بجنبيد تا دير نشده است ؟ شما در امور مديريتي تان اولويت هايي داريد كه ظاهرا اين اولويت ها را گم كرده ايد . متاسفانه شنيده ايم كه 5 نشريه جديد هم به زودي در مجموعه همشهري راه مي افتد كه معلوم نيست چه توجيه مديريتي پشت آن قرار دارد. مي دانيدكه يك نشريه در حوزه حوادث به خاطر جنس مطالب آن تا چه حد مي تواند براي همشهري خطرناك باشد .آيا در اين شرايط يك نشريه حوادث به صلاح است ؟ آيا با آقاي قاليباف مشورت كرده ايد ؟ يا همين نشريه تحليلي كه قصد راه اندازي اش را داريد ، چه نوع تحليلي را قرار است در معرض ديد مخاطبان قرار دهد . در اين شرايط آيا اين كار هم صلاح است. فراموش نكنيد كه هدف اول و آخر شما روزنامه همشهري است و راه خطاي آقاي انتظامي را نبايد دنبال كنيد. اين ره كه شما مي رويد به تعطيلي همشهري مي انجامد و هيچ سودي براي موسسه ندارد . چرا به افت وحشتناك محتوايي همشهري رسيدگي نمي كنيد . همشهري را مقايسه كنيد با دوره هاي قبلي و حتي دوره عليرضا شيخ عطار
همشهري از نظر كيفيت به شرايط فاجعه آميزي رسيده است .چرا اصل را بايد ول كرده و به فرع چسبيد؟
به هر حال شما كارهاي زيادي داريد كه اميد است در رسيدگي به آنها بتوانيد موفق باشيد و بتوانيد مشكلات فراوان شده همشهري را سامان ببخشيد. كارتان خيلي سخت نيست اگر بخواهيد. موفق باشيد.
يكي از سياست هاي غلط حسين انتظامي راه اندازي نشريه هاي مختلف و بدتر از همه آنها روزنامه همشهري عصر بود. نشرياتي كه هر يك ساز خود را مي زنند و هر كدام بر اساس اين كه چه كسي مدير آن نشريه است سياست خاص خودشان را دارند و بعضا فاصله بسيار زيادي با اهداف و برنامه هاي روزنامه همشهري دارد.همان طور كه در روزنامه همشهري عصر ديديم و اين بخش از همشهري درست درنقطه مقابل روزنامه همشهري قرار داشت .براي آقاي مهاجري چه فرقي مي كند كه همشهري بماند يا برود . او سياست بازي است كه مي خواهد چند صباحي از اين تريبون "رسا" استفاده كند و به مطامع خودش برسد . اين جا است كه آقاي محكي بايد ذكاوت به خرج بدهد و همشهري را به سلامت از اين مشكلات ريز و درشتي كه يادگار حسين انتظامي است برهاند.
نكته مهم اين كه همه اين نشريه ها برگشتي هاي زيادي دارند و هيچ كدام شان فروشي در شان اسم همشهري ندارند . اما چرا اين نشريه ها روي دست همشهري مانده است شايد دوستان مي خواهند با ذكر نام نشريات مختلف عملكرد مديريتي خودشان را توجيه كنند و بگويند مثلا در دوره ما اين تعداد نشريه منتشر شد. در كنار اين پز دادن ها قراردادهايي با دوستان شان ببنديد كه فساد هاي مالي شان را توجيه كنند .
آقاي محكي به نظر شما خون دوستاني كه با آنها قراردادهاي آن چناني منعقد شده است از خون بچه هاي همشهري رنگين تر است . اصلا چرا قراردادهاي يك سويه كه از اول تا آخرش نفع مادي كلان براي صاحب قرارداد دارد منعقد مي شود چه لزومي در اين كار مي بينيد؛
آقاي انتظامي براي همين كارهايش بركنار شد . شما كه از ياران نزديك قاليباف هستيد چرا؟ همشهري نزد شما امانت است و سعي كنيد امانت دار خوبي باشيد . به نظر شما چرا بايد آقاي قنواتي، آقاي شريفي، آقاي جزايري ،به خصوص مدير ميلياردر شده سازمان آگهي ها ، و همچنين خانم اسكندري ، خانم جمالي ، آقاي مقدسي و خيلي هاي ديگر اين طور بي حساب و كتاب از همشهري ببرند و پول پارو كنند؟ چه فرقي بين اين نام ها با كساني است كه سالها در همشهري كار كرده اند و جواني شان را در همشهري گذاشته اند و هنوز براي قسط هاي شان بايد بدوند و چند جا كار كنند . آقاي قاليباف به شما اعتماد كرده است و شما را به عنوان مدير عامل همشهري منصوب كرده است . وگرنه چه لزومي داشت كه تغيير انجام دهد و انتظامي را بركنار كند. اما اين كار را كرد چون از عملكرد آقايان رضايت نداشت.
اولين قدم شما ضرورتا و لزوما بايد چاره كردن وضعيت آگهي هاي همشهري و پيام همشهري باشد . مي دانيد كه چه قرارداد ننگيني آقاي انتظامي درباره سازمان آگهي هاي همشهري بسته است.مي دانيدكه صاحب قرارداد هر ماه رقم نجومي مي برد؟ نزديك به 900 ميليون تومان سود خالص در هر ماه . آيا براي تان قابل هضم است .
چرا به اين وضعيت تاسف بار و رقت انگيز رسيدگي نمي كنيد؟ چرا امور پيام همشهري را سامان نمي دهيد. چرابه وضعيت رضا مقدسي كه نفر دوم بعداز انتظامي بود و آقاي قاليباف از عملكرد شان رضايت نداشت رسيدگي نمي كنيد. جناب آقاي محكي بجنبيد تا دير نشده است ؟ شما در امور مديريتي تان اولويت هايي داريد كه ظاهرا اين اولويت ها را گم كرده ايد . متاسفانه شنيده ايم كه 5 نشريه جديد هم به زودي در مجموعه همشهري راه مي افتد كه معلوم نيست چه توجيه مديريتي پشت آن قرار دارد. مي دانيدكه يك نشريه در حوزه حوادث به خاطر جنس مطالب آن تا چه حد مي تواند براي همشهري خطرناك باشد .آيا در اين شرايط يك نشريه حوادث به صلاح است ؟ آيا با آقاي قاليباف مشورت كرده ايد ؟ يا همين نشريه تحليلي كه قصد راه اندازي اش را داريد ، چه نوع تحليلي را قرار است در معرض ديد مخاطبان قرار دهد . در اين شرايط آيا اين كار هم صلاح است. فراموش نكنيد كه هدف اول و آخر شما روزنامه همشهري است و راه خطاي آقاي انتظامي را نبايد دنبال كنيد. اين ره كه شما مي رويد به تعطيلي همشهري مي انجامد و هيچ سودي براي موسسه ندارد . چرا به افت وحشتناك محتوايي همشهري رسيدگي نمي كنيد . همشهري را مقايسه كنيد با دوره هاي قبلي و حتي دوره عليرضا شيخ عطار
همشهري از نظر كيفيت به شرايط فاجعه آميزي رسيده است .چرا اصل را بايد ول كرده و به فرع چسبيد؟
به هر حال شما كارهاي زيادي داريد كه اميد است در رسيدگي به آنها بتوانيد موفق باشيد و بتوانيد مشكلات فراوان شده همشهري را سامان ببخشيد. كارتان خيلي سخت نيست اگر بخواهيد. موفق باشيد.
۱۷ نظر:
دوستان سلام
اگر مي توانيد يك مطلبي هم در باره تقلب هاي آقاي شكيب بنويسيد . اين آدم نزديك به يك سال است كه براي اين كه كارانه بيشتري بگيرد يك تقلب خيلي جالب مي كند و اون وقت مسئوليت هم بهش داده اند . به جاي اين كه يقه اش را بگيرند و باهاش برخورد كنند . اين آقا الان يك ساله كه با تقلب داره كارانه بيشتري ميگيره
شايد داستانش را براتون كامل ميل كردم تازه ميره و ميگه گروه سلامت خيلي كار دارند مي كنند
من اين داستان تقلب شفيعي شكيب يا به قول دور و وري هاش آقاي دكتر را در كارانه ها شنيدم. ولي خب شرايط همشهري اين جوريه ديگه دزدي كني و كلك باشي و پاچه خوار باشي همه چيز برات رديفه
ميشه يكي اين ماجراي دكتر شكيب را براي ما هم بگه كه بدونيم چيكار كرده اند
دیشب خوندم که همشهری جوان توقیف شده تا امروز که توی خبر رادیو زمانه دیدم نمی دونستم دلیل توقیفش چیه. ولی حالا فهمیدم که موضوع ویژه ی شماره ۱۷۱ مورخ ۱ تیر ۸۷ (دقت دارید که حدود دو ماه قبل!) که در مورد عاشقی بوده باعث شده که این نشریه به جرم “انتشار مطالب غیر اخلاقی” توقیف موقت بشه. عجب! من که این رو چیزی جز بهانه نمیبینم! از اون طرف فریدالدین حداد عادل میگه که ما قصد شکایت نداریم. این موضوع رو باز مشکوک تر میکنه! من خودم هنوز اون مطلب رو نخوندم ولی صفحاتش رو می ذارم برای دانلود تا هرکس علاقه داره بخونه و خودش قضاوت کنه. البته با شناختی که من از همشهری جوان دارم اگر بنا به تعطیلیش بخاطر چنین گزارش هایی بود تا حالا ۲۰ بار باید توقیف می شد! برداشت شخص من اینه که با نزدیک شدن به انتخابات این تعطیلی کاملا طبیعیه! منتظر بودم ببینم همشهری جوان چه واکنشی نسبت به مدرک کردان نشون میده و چه طنزی توی خبر در هفته خواهم خوند که عمرش قد نداد! البته بعید نیست که در فرصت مناسب دوباره منتشر بشه!
هیات نظارت بر مطبوعات مجلهی همشهری جوان را توقیف کرد. من خودم میخواندمش. البته نه به دلیل این که جوانام بلکه به خاطر این که اکثر بچههایش را میشناختم و بعضیشان دوستان نزذیک مناند. نشریهای بود به شدت اصولگرا که کوچکترین نشانهای از اصلاحطلبی یا مثلا مخالفت سیاسی با نظام مقدس(!) جمهوری اسلامی و از این قبیل درش نبود و حتا من گاهی از چیزهایی که از نوشتههای بچهها خظ میخورد شگفتزده میشدم که یعنی تا این حد احتیاط؟
نکتهی جالب در این مجله این بود که سردبیرش پسر حدادعادل بود که فکر نکنم در دنیا کسی از او خودیتر برای نظام مقدس جمهوری اسلامی وجود داشته باشد. از طرفی این سردبیر، برادر عروس آیتالله خامنهای هم هست. جانشین سردبیر این مجله داماد سعیدی کیا شیخالوزرای کابینهی احمدی نژاد است. و نیز مسوول باشگاه خوانندگان این مجله دختر این وزیر دولت است.
با این تفاسیر سوالی که در اینجا جالب به نظر میرسد این است که پس با این تفاسیر این مجله چه مشکلی داشته که ناگهان باید به بهانهی یک مطلب ( که هیچ چیز خاصی نیست) توقیف شود. پاسخ به نظر من خیلی خیلی روشن است. این مجله اگر تمام مسوولین و نویسندگانش هم از بستگان رهبری بودند یک اشکال خیلی بزرگ داشت و آن این بود که متعلق به شهرداری تهران و محمدباقر قالیباف بود. و محمد باقر قالیباف احتمالا کاندیدای انتخابات بعدی است.
در پست قبل گفتهبودم که در ایران تمامی اتفاقاتی که از حدود یک سال مانده به انتخابات میافتد باید با توجه به موضوع انتخابات پیش رو تحلیل شود و الا تحلیل مستقل از بحث انتخابات تخیل است نه تحلیل.
به یاد دارم در دورهی دبیرستان وقتی میخواستند خدا و معاد را برایما اثبات کنند یک اصلی بود که میگفت دفع خطر احتمالی عقلا واجب است. و در ادامه میگفتند هر چه هزینه یاتفاق احتمالی بیشتر باشد حتا اگر درصد وقوعش خیلی هم کم باشد باز باید بهش توجه کرد و دفعش نمود.
مجلهی همشهری جوان تیراژ مناسبی داشت و توانستهبود با مخاطبان هم رابطه برقرار کند. و اخیرا باشگاه خوانندگان راه انداختهبود. این احتمال خیلی خیلی ضعیف وجود داشت که در آینده کمپینی چیزی هم در حمایت از قالیباف از درون این مجموعهی خواننده و نویسنده راه بیافتد و اصلا نفس محبوب بودن این مجله اقلا در بین چهل هزار نفری که می خوانندش میتواند اقلا چهل هزار رای برای قالیاف بیاورد. پس بنابراین باید از الان این خطر احتمالی را از جلوی پای کاندیدای دیگر که محمود احمدینژاد است برداشت. و هیات نظارت هم که همه از دولت است در این مورد وظیفهاش را انجام دادهاست. بنا براین به نظرم کاملا روشن و واضح است موضوع.
در هیمن راستا در این ده یازده ماه باید منتظر اتفاقات زیادی در کشور باشیم. آوردن وزیر کشور متقلب و توقیف یک مجله که چیزی نیست. به نظر من آقای دکتر دولت را تحویل نخواهد داد حتا اگر به قیمت خون و خونریزی در روز انتخابات و یا ایام شمارش آرا باشد. زمان زیادی نمانده است.
دوستان اين تعطيلي هاي نشريه هاي همشهري تمامش كار انتظامي است
حالا صبر كنيد و ببينيد كه دنبال بستن بقيه نشريه هاي همشهري هم هست
حتما زهر خودشو به قاليباف ميزنه
مطمئن باشيد
اين ادم از بر كنار ي خودش خيلي عصباني است
مباركه بچه هاي دوچرخه باشه كه فرستادن شون مطهري و جاي اون ها يك ميز پينگ پونگ گذاشتن
پاسخ يك دامپزشك به مقاله غير علمي همشهري
دكتر هومن ملوكپور*:فكر نمیكنم هیچ ملتی همچون ما ایرانیان تا این حد مظهر افراط و تفریط باشند. گاه آنقدر فریفته میشویم كه به هزار رشته میآویزیم، گاه آنقدر تنفر كه به جرقهای! گاه آنقدر سفید، گاه اینقدر سیاه. گاهی از سوراخ سوزنی رد میشویم و گاهی از دولنگه در باز ریموتدار هم...!
چند روز پیش در یكی از روزنامههای صبح، مقالهای در مورد مضرات نگهداری گربه با عنوان «گربهها و اگزما»، نظرم را جلب كرد. ابتدا فكر كردم مطلب طنز است و صفحه سرگرمی! ولی وقتی دقت كردم دیدم نه، در صفحه سلامت است و كاملا جدی. هرچه بیشتر میخواندم بیشتر نمیفهمیدم كه چرا باید روزنامه وزینی از این دست كه بسیار پرمخاطب هم هست مطالبی اینچنین را بدون هیچ بازبینی به طبع برساند و علنا به شعور خوانندهاش توهین كند.
در این مقاله سعی در پاسخگویی به آن نوشته را ندارم كه نهتنها از لحاظ علمی كه از لحاظ انشایی هم در حدی نیست كه بتوان آن را یك نوشته قابل پاسخگویی به حساب آورد، اما از آنجا كه اینگونه «نوشتههای زرد» در روزنامههای پر تیراژ، گزك به دست دشمنان این موجودات بیزبان، كه متاسفانه تعدادشان هم كم نیست، میدهد تا با جرات بیشتری در امر آزار و از بین بردن این موجودات بیگناه بكوشند، لذا كمی با هم آن مقاله را بررسی میكنیم تا موجب تنویر اذهان خصوصی! و كمی هم انبساط خاطر شود.
1- در ابتدای مقاله، نام نویسنده آن تنها «خانم دكتر...» ذكر شده بود، بدون اینكه توضیحی داشته باشد كه دكترای ایشان در چه زمینهای است. اگر ایشان دكترای پزشكی دارند تخصصشان چیست؟ اگرنه، دكترایشان در چه زمینهای است؛ صنایعدستی، اقتصاد، اصلاح نباتات؟ البته اصولا عادت داریم در این زمانه، آدمهایی با تخصصهای متفاوت را در جایگاههای بیربط ببینیم. مثلا در برنامهای كه در مركز مستندسازی سیما علیه نگهداری از حیوانات خانگی ساخته شده بود و اتفاقا از صحبتهای من هم در آن برنامه سوءاستفاده شده بود، فردی كه به عنوان دكتر متخصص عفونی معرفی شده بود، بعدها كاشف به عمل آمد كه مهندس مكانیك است!
2- در شروع مطلب از بیوفایی گربه گفتند كه «با گربه همسایه فرار میكند و گربهها حتی به سلامتی ما آدمها هم وفا نمیكنند!.» ایشان مسلما نمیدانستند كه آزاد شدن تخمك در گربهها همانند خرگوش و شتر، تنها پس از جفتگیری رخ میدهد و این حیوانات، تا جفتگیری نكنند دردهای وحشتناك شكمی و اسپاسم را برای آنها به همراه دارد و برای همین است كه گاهی در نیمههای شب صدای مرنوی گربهها را میشنویم كه از سر درد، نه بیوفایی، به دنبال جفتشان میگردند. مسلما گربهها و حتی شترها! در این امر مقصر نیستند و این به واسطه تدبیری است كه پروردگار در نهادشان نهاده؛ و اما در مورد اصطلاح نوین و نشاطآور «وفاداری به سلامت» كه من بعد از خواندنش فاتحهای برای آرامش روح مرحوم دهخدا فرستادم، نفهمیدم یعنی چه؟ گربه، یا اصولا هر موجود دیگری حتی آدمی، چه التزامی به سلامتی ما میتواند داشته باشد؟ یعنی مثلا اگر من به واسطه سرماخوردگی باعث ابتلای همسرم به آن شوم، آیا شوهر بیوفا و خیانتكاری محسوب میشوم؟!
3- توضیح داده بودند كه «اگزما، بیماری است ژنتیكی و ژن خاصی(كه اتفاقا نام ژن را هم اشتباه نوشته بودند!) مسوول بروز این عارضه پوستی است ولی هنوز عامل دقیق این بیماری مشخص نشده». تا اینجا مشكلی نیست، مشكل از اینجا شروع میشود كه ذكر میكنند «دانشمندان در دانشگاه داندی در تحقیقی مفصل به این نتیجه رسیدهاند كه تماس با گربه علائم بیماری را از 2 برابر به 4 برابر میرساند و البته چون تعداد افراد آزمایش شده كم بوده، روی نتیجه آن نمیتوان استناد كرد!» اولا اگر در اینترنت بگردید، این دانشگاه را در 1000 دانشگاه اول جهان نخواهید یافت، ثانیا خودشان گفتند این بیماری اصولا عامل ژنتیكی دارد و تماس با گربه شاید كمی شدت آن را بیشتر كند كه تازه به خاطر كم بودن افراد، این مطالعه اصلا قابل استناد هم نیست! این درست مثل این میماند كه من به گرده گیاهان حساسیت داشته باشم و بنشینم مقالهای بنویسم از بیوفایی گیاهان به سلامتیام و از سازمان زیباسازی شهرداری بخواهم نسل گیاهان را به این واسطه از سیمای شهر بكنند!
4- در جای دیگر، از بیماری توكسوپلاسموز گفتند كه «موجب سقط در زنان باردار میشود ولی برای افراد عادی تنها یك تب خفیف به همراه دارد (ذكر هم نكردند كه فردی كه یك بار در معرض قرار میگیرد علیه این بیماری مصون میشود) و همچنین با دلسوزی فراوان توضیح دادند كه این بیماری از طریق خوردن مدفوع گربه و تماس با خاك آلوده، آنهم 3 تا 5 روز ماندن مدفوع در محیط، عارض میشود.» یعنی اینكه مراحل زیر باید طی شود تا این بیماری حادث شود: 1/ شما گربه داشته باشید، 2/ گربه شما آلوده به انگل توكسوپلاسما گوندی باشد، 3/ گربه داخل منزل مدفوع كند، 4/ شما مدفوع گربه را تا 5 روز از محیط زندگی خارج نكنید، 5/ خودتان یا خانمی در منزل باردار باشد و حتما در 3 ماه اول بارداری نیز باشد(زیرا بعد از آن زمان خطری برای مادر و جنین ندارد)، 6/ فرد مورد نظر مقداری از مدفوع 5 روز مانده گربه را بخورد. بعد از طی تمام این مراحل شما میتوانید تا چند روز صبر بفرمایید تا ببینید كه شاید علائم بیماری در شما نمایان شود. البته ایشان فكر اینجا را هم كرده بودند و از خانمهای محترم باردار درخواست كرده بودند، «به خاطر آلوده بودن احتمالی خاك، باغبانی نكنند و بیل هم نزنند!» من كه در ابتدا گفتم كه فكر كردم مطلب ایشان طنز است!
5- این بیماری را كه نام كاملش «توكسوپلاسموزیس» است، از سر قرابتی كه احتمالا با آن حس میكردند در چند جا «توكسو» ذكر كرده بودند كه مرا به یاد پسر خالهام فریدون انداخت كه بیهیچ دلیل علمی! گاهی «فری» صدایش میكنیم!
6- در اواخر نوشتهشان گفته بودند «اگزما و توكسوپلاسموز تنها بیماریهایی نیست كه گربه را بدنام میكند. بسیاری از.....» میخواستم جلوی این نوشته تنها یك «بدون شرح» بگذارم اما دلم نیامد. من واقعا نمیفهمم داشتن بیماری برای یك گربه (كه آن هم برمیگردد به نگهداری غلط ما آدمها و عدمتوجه به بهداشت گربهمان) چه بیآبرویی میآورد و كلا اگر اگزما و توكسو! برای گربهها بیآبرویی است، ابتلا به بیماریهایی از قبیل سوزاك و سیفلیس و ایدز در ما آدمها چه حكمی دارد؟ طبق آماری كه خودشان در مطلبشان آوردند از هر یك میلیون نفر تنها 8 نفر به این بیماری از طریق گربه مبتلا میشوند، آن هم در كشوری چون بریتانیا با 12 میلیون قلاده گربه شناسنامهدار!.
تمام اینها را گفتم، ولی بد نیست نویسنده آن مقاله، این نكته را هم بداند كه من و دیگر همكاران دامپزشكم هر روز با حیوانات بیمار و آلوده در تماس هستیم تا درد و آلام آنها را كاهش دهیم و خوشبختانه هر كدامشان را كه میبینم یا از حالشان جویا میشوم، در تمام این سالها كه كار میكنیم، اگر هم درگیر بیماری مشتركی شدهاند، سالم و قبراق، فارغ از این مقولات خرافه گونه به كار خود میپردازند و ابایی هم از این مسائل ندارند و تنها میخواهند كه اگر كسی باری از شانههایشان برنمیدارد، باری بر آن ننهد.
كاش ایشان كمی بیشتر میاندیشید تا ببیند در كشوری كه روزانه هزاران نفر فقط بر اثر تصادفات رانندگی میمیرند و معلول میشوند، در كشوری كه پر است از گزارش بیماریهای كشنده و خطرناك چون ایدز، وبا و... آیا پرداختن به بیماریهای مشترك انسان و گربه كه تنها موجب افزودن خرافات به ذهن عوام جامعه میشود، سود دیگری هم دارد؟كاش میدانستند كه خطر انتقال بیماری از گربه به انسان به مراتب كمتر و كم خطرتر از انتقال آن از انسانی همچون خودمان به انسانی دیگر است.
*جراح و دامپزشک داخلی
www. drhooman. com
یک سوال از آقای محکی داشتم این که چرا ایشان تا به حال با بچه های تحریریه جلسه نگذاشته اند و چرا به درد و دل های آنها گوش نمی کنند
تحريريه همشهري دو تا كودك داره كه يكي شون پروين است و ديگري شكيب
بچه هايي هستند اين دو نفر كه نميشه بهشون گفت بالاي چشم تون ابرو است
كودك واقعا برازنده آنها است
چقدر همشهري سخيف شده كه اين ها مديرانش هستند
فردا انتخابات انجمن صنفي روزنامه نگاران است و همه بچه ها بايد حتما در اين مراسم شركت كنيد و لطفا يادتان نرود
اما در اين مدت آقاي مقدسي تلاش خيلي زيادي كرد تا خبرهايي يك طرفه را بر عليه انجمن صنفي روزنامه نگاران چاپ كند كه بعضي هاش را توانست و با بقيه خوشبختانه آقاي محكي مخالفت كرد . ولي نكته جالب اين است كه كسي كه مدتي را در كسوت قائم مقامي يك روزنامه كثير الانتشار گذرانده است از جايگاه خودش بي خبر است و مسائل شخصي خودش را در تصميم گيري هايش دخيل مي كند و متاسفانه بايد با قاطعيت گفت كه آقاي مقدسي براي اين پست خيلي خيلي كوچك بوده است و باز هم متاسفانه آقاي محكي نتوانست با او برخورد كند.
متاسفانه مديريت آقاي محكي يك مديريت بي خيال است
مثلا در باره بن هاي كتاب ايشان به راحتي خيلي ها را حذف كرده است و اصلا به ككش هم نمي گزد كه كي بن كتاب گرفته و كي نگرفته .اصلا مهم خود بن كتاب نيست مهم شيوه برخورد آقاي محكي است . همين مثال را مي توانيم در باره سكه هاي آقاي قاليباف كه ليست خواسته بودن بزنيم .
به نظر من آقاي محكي هم علاقه اي به قديمي هاي همشهري دارد و مديربت خوبي در رابطه با آنها ندارد
رضا مقدسي ديدي چه انتخاباتي برگزار شد
حالا تو هي خودتو جر بده
ايراد وزارت كار برطرف شد
مجمع عمومي انجمن صنفي در نوبت دوم به نصاب رسيد
با راي بيش از 930 عضو پيوسته انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران مجمع عمومي عادي نوبت دوم اين نهاد صنفي به نصاب لازم رسيد و انتخابات هيئت مديره و بازرسان برگزار شد.
به گزارش سايت انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران در اين مجمع كه صبح پنج شنبه 31 مرداددر تالار اصلي حسينيه ارشاد برگزار شد، ابتدا گزارش هيئت مديره و بازرسان قرائت شد و بعد ازآن عليرضا رجايي و و مسعود هوشمند رضوي وفيض الله عرب سرخي به عنوان هيئت اجرايي برگزاري انتخابات انتخاب شدند.
پس از آن راي گيري و شمارش آراء كه تا ساعت 15 و 30 دقيقه عصر پنج شنبه به طول انجاميد،از ميان 925 راي ماخوذه نتايج زير به دست آمد:
اعضاي هيئت مديره به ترتيب آراء كريم ارغنده پور با 746 ، ماشاءالله شمس الواعظين با 681، بهروز گرانپايه با 672، علي مزروعي با 632، عذرا فراهاني با 617، سيدابوالحسن مختاباد با 577 و ايرج جمشيدي با 482 راي به عنوان اعضاي اصلي هيئت مديره انتخاب شدند.
محمد رضا مقيسه با 377 ، اسماعيل آزادي با 361 و شهريار شمس مستوفي با 293 راي به عنوان اعضاي علي البدل هيئت مديره براي مدت سه سال انتخاب شدند.
براي بازرسان هم دلبر توكلي با 709 راي، مهرداد خدير با 635 و فرزام شيرزادي با 490 راي به عنوان بازرسان اصلي و محمد رضا فهميزي و قنبر حاجي وند به عنوان بازرسان علي البدل انتخاب شدند.
در صورتي كه تعداد حاضران در مجمع ،اعم از حضوري و وكالتي به عدد 1085(نصف + 1) ميرسيد مجمع عمومي فوق العاده انجمن صنفي براي اصلاح بندهايي از اساسنامه برگزار ميشد كه به دليل به نصاب نرسيدن مجمع عمومي فوق العاده براي اصلاح اساسنامه برگزار نشد.
بدين ترتيب ايراد قانوني وزارت كار و تاييدآن توسط ديوان عدالت اداري با برگزاري انتخابات در نوبت دوم برطرف شد.
برابر اساسنامه انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران تنها دو نوبت براي برگزاري مجمع عمومي پيش بيني شده و اساسنامه درباره برگزاري نوبت سوم سكوت كرده بود. اما انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران در سال 85 با استناد به عرف مجامع عمومي واستعلامي كه از وزارت كار دولت هشتم اخذ كرده بود، نوبت سوم انتخابات را هم برگزار كرد كه با اشكال وزارت كار و نپذيرفتن دلايل انجمن كار به شكايت از وزارت كار به ديوان عدالت اداري موكول شد. ديوان عدالت در ابتداي فروردين شكايت انجمن صنفي روزنامه نگاران را وارد ندانست و بنا براين هيئت مديره انجمن در دو نوبت اقدام به برگزاري مجمع عمومي براي برطرف ساختن ايراد وارده وزارت كار كرد كه در نوبت دوم توانست با بسيج اعضاء اين نهاد شاخص حوزه روزنامه نگاري را از خطر انحلال نجات دهد.
در اين نشست ناظر وزارت كار حضور نداشت اما اسناد برگزاري انتخابات هفته آينده براي تاييد وزارت كار به اين وزارتخانه ارسال خواهد شد.
حسین انتظامی با روزنامهای جدید میآید
انتشار این روزنامه که گفته میشود با حمایت مالی جاسبی، رئیس دانشگاه ازاد اسلامی و همچنین به عنوان رسانهای برای این دانشگاه منتشر میشود.
حسین انتظامی، نماینده مدیران مسئول در هیئت نظارت بر مطبوعات با روزنامهای جدید دوباره به جمع رسانههای مکتوب کشور می پیوندد.
روزنامه "روشن" به صاحبامتیازی و مدیر مسئولی حسین انتظامی که پیش از این مدیر مسئول نشریه کانون فارغالتحصیلان دانشگاه آزاد بوده است، به زودی منتشر میشود.
انتشار این روزنامه که گفته میشود با حمایت مالی جاسبی، رئیس دانشگاه ازاد اسلامی و همچنین به عنوان رسانهای برای این دانشگاه منتشر میشود.
نمایندگی انتظامی از سوی مدیران مسئول مطبوعات به دلیل کنار گذاشتن وی از موسسه همشهری در هالهای از ابهام قرار گرفته است.
شنیده شده است که در جلسه هیئت نظارت بر مطبوعات، انتظامی با دو رای منفی و 4 رای مثبت و نظر مساعد معاونت مطبوعاتی وزیر ارشاد، امتیاز این روزنامه را گرفته است و این در حالی است که خبر دریافت مجوز انتشار روزنامه انتظامی هنوز رسانهای نشده است.
اقاي محكي در زماني كه در نيروي انتظامي بود خيلي هواي نيروهاش را داشت و مطمئن باشيد كه در همشهري هم همين طور است چون ذاتا آدمي است كه به نبروهاش ميرسه و همين بن ها و سكه ها و كارهايي كه شروع كرده نشانه هايش است
ارسال یک نظر